در ستاره بارانِ میلادت میان احساس من تا حضور تو حُبابی است از جنس هیچ . . . از دستان من تا لمس نگاه تو آسمانی است به بلندای عشق . . . جشن میلادت را به پرواز می روم . . . دراین خانگی ترین آسمانِ بی انتها . . . آسمانی که نه برای من ، نه برای تو ، که تنها برای ” ما ” آبیست . . .